مناجات شب قدری با خداوند کریم
ای خـدای من! به درگاه تو رو آوردهام تشنهام! ای کـوثر رحـمت! سبو آوردهام گرچه از شرمندگی سر را به زیر افکـندهام بهر صحبت سینهای پر گـفتگو آوردهام اشک توبه میبرد زنگ گنه را از وجود چشمهای از اشک بهر شستـشو آوردهام ای امیـد ناامـیـدان! گر تـهیدسـتم، ولی رو به تو با صد هـزاران آرزو آوردهام تا که ابر رحـمتت از معصیت پاکم کند رو به سوی آیۀ «لا تقنطو...» آوردهام من فقیر و مستـمند و سائل و درماندهام شرح حال زار خود را مو به مو آوردهام تا امیرالمؤمنین باشد شـفـیعـم، بر درت بـنــدهای شـایـسـتـه و بـا آبــرو آوردهام روسیاهی چون «وفایی» گفت، در پیش علی روسفیدم کن که من سوی تو رو آوردهام |